تبليغاتX
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست
 برای بهترین دوستم رضا

نامه می نویسم...

نامه ای به تو که دیگر در کنار من نیستی...

می خواهم این را همه بدانند که رفتن تو

      روزی به معنای پایان زندگی برای من بود

                                     و تصویری غیر از این نداشتم.

می خواهم امروز همه بدانند

         که من تجربه ای نو از زندگی یافتم.

من زندگی را در نفس ها و نگاه های هر روزه ادمها دیدم.

تو رفتی....ولی زندگی جریان دارد

            و مهم این است که یاد بگیریم

             عشق در قلب ها جاودان  می شود

               و با رفتن ها به پایان نمی رسد...

و من زندگی را آزمودم...!!!

        

 

|+| نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389  |
 
- دختـرها خیلی دوست دارند جای پسرها باشند اما پسرها اصلاً دوست ندارند جای دختـر ها باشند

2- اگر یه دختـر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!

3- یه دختـر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختـری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!

5- دختـرا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6- دختـرا می خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دختـرا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و ... هست.

9- دختـرا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختـر به چشم می خوره.

10- دختـرا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!

11- دختـر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دختـرا به هم حسودی می کنن

13- اگر برادرتون دوست دختـر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختـر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید!

14- دختـر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دختـرا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختـر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!

17- یک دختـر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دختـرش صحبت نکنه با اون یکی دوست دختـرش صحبت میکنه!

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختـر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!

19- یک دختـر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دختـرش به هم بزنه با 3-4 تا دختـر دیگه دوست میشه!

20- یک دختـر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه: ساعت 7. اما یه پسر اگر یه دختـر ازش ساعت بپرسه میگه: ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه، اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21- اگر یه دختـر به یه پسر نگاه کنه پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختـر نگاه کنه دختـره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!

22- دختـر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه!

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دختـرا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دختـرای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن تو قسمت نظرات فحش میدن!!

(البته فحش دادن یکی دیگر از کارهای دختـران است) بد وااااااا ...انجام ندید سو استفاده نشه هاااااا

|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم فروردین 1389  |
 چرا قلبمو شکستی
جدایی


از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


من که تو بن بست غربت

زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم

با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم


بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم فروردین 1389  |
 فرق یک دختر در حمام با یک پسر در حمام

یك دختر در حمام


ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه

۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه

ساعت ۸ شب

 

 

یك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر میخنده

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
|+| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388  |
 برای محمد عزیز
http://m2waaljroo7.jeeran.com/d.jpg



یه شعله شکسته

یه شمع رو به بادم
خسته از این زمونه
فریاد گریه دارم

شده فضای سینه
سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم
دل به کسی ندادم


عاشق شدم به چشمات
دادم دل و به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات

با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه

تموم زندگیمو
به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی
تو باشی در کنارم

عاشق شدم به چشمات
دادم دلو به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات

با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه

تموم زندگیمو
به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم

منتظرم که روزی
تو باشی در کنارم

عاشق شدم به چشمات
دادم دلو به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات

با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
|+| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388  |
 
       کدوم نی نی بیشتر به دل میشینه ؟

     نظرتو حتما بده:

                  یادت نره

     http://supersystem.persiangig.com/AX%20TABLIGH%20SOFTWAR/ofdpvs.jpg
|+| نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
 
خمشله منه : الهی


همه چی و هیچی

|+| نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
 

http://i3.tagstat.com/image01/0/af1c/00a2051saYs.jpg

عجیجم. وای

|+| نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
 
دارم از دوریت دق می کنم

گفتمش : دل می خری ؟

پرسید چند؟

گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !

خنده کرد و دل زدستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای بایش روی دل جا مانده بود ......

|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  |
 

زندگی اجبارست .



بردی از یادم…

بردی از یادم دادی بر بادم با یادت شادم
دل به تو دادم در دام افتادم از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آنهمه پیمان که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
کی آیی به برم ای شمع سحرم
در بزمم نفسی بنشین تاج سرم
تا از جان گذرم
پا به سرم نه جان به تنم ده
چون به سر آمد عمر بی ثمرم
نشسته بر دل غبار غم
زان که من در دیار غم
گشته ام غمگسار غم
امید اهل وفا تویی

رفته راه خطا تویی

آفت جان ما تویی
بردی از یادم دادی بر بادم با یادت شادم
دل به تو دادم در دام افتادم از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

|+| نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388  |
 

میخوام برات بمیرم

باز من ماندم و خلوتی سرد

خاطراتی ز بگذشته ای دور

یاد عشقی که با حسرت و درد

رفت و خاموش شد در دل گور

روی ویرانه های امیدم

دست افسونگری شمعی افروخت

مرده ئی چشم پرآتشش را

از دل گور بر چشم من دوخت

ناله کردم که ای وای، این اوست

در دلم از نگاهش، هراسی

خنده ای بر لبانش گذر کرد

کای هوسران، مرا می شناسی

قلبم از فرط اندوه لرزید

وای بر من، که دیوانه بودم

وای بر من، که من کشتم او را

وه که با او چه بیگانه بودم

او به من دل سپرد و بجز رنج

کی شد از عشق من حاصل او

با غروری که چشم مرا بست

پا نهادم بروی دل او

من به او رنج و اندوه دادم

من به خاک سیاهش نشاندم

وای بر من، خدایا، خدایا

من به آغوش گورش کشاندم

 در سکوت لبم ناله پیچید

شعله شمع مستانه لرزید

چشم من از دل تیرگی ها

قطره اشکی در آن چشم ها دید

 همچو طفلی پشیمان دویدم

تا که درپایش افتم به خواری

تا بگویم که دیوانه بودم

می توانی به من رحمت آری

دامنم شمع را سرنگون کرد

چشم ها در سیاهی فرو رفت

ناله کردم مرو، صبر کن، صبر

لیکن او رفت، بی گفتگو رفت

 وای بر من، که دیوانه بودم

من به خاک سیاهش نشاندم

وای بر من، که من کشتم او را

من به آغوش گورش کشاندم

|+| نوشته شده توسط مریم در دوشنبه دهم فروردین 1388  |
 دست و آرزو

http://shaadi.persiangig.ir/image/ghabr24.jpg

 

دست هایم به آرزو هایم نمی رسند

آرزو هایم بسیار دورند

ولی درخت سبز صبرم  می گوید

امیدی هست،خدایی هست

این بار برای رسیدن به آرزو هایم

یک صندلی زیر پایم می گذارم

شاید این بار دستم به آرزو هایم برسد

|+| نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387  |
 تکيه به شونه هام نکن
                          


تکيه به شونه هام نکن ، من
از تو افتاده ترم
ما که به هم نمي رسيم ، بسه ديگه بذار برم

کي گفته که به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم

حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم

من نه قلندر شبم ، نه قهرمان قصه ها

نه بنده حلقه به گوش ، نه ناجي فرشته ها

من عاشقم همين و بس ، غصه نداريم بي کسيم

قشنگي قصه ماست که به هم نمي رسيم
|+| نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387  |
 

اینم به عنوان آخرین مطلب سال 87

امیدوارم سال 87 سال خوبی برای همه دنیا باشه ولی توی این سال کلی تغییر و تحول در دنیا اتفاق میفته که امید دارم بهترینش نصیب ایران ما بشه... با آرزوی پیروزی و شادی برای همه شما عزیزان... سال خوبی پیش رو داشته باشید .. سره سفره سنتی و زیبای هفت سین ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید...از همه شما التماس دعا دارم . خوبه که در آغاز سال جديد برای همه دعا کنيم . برای مريضان شفای سلامتی ..برای کسانی که به نوعی اسيرند و زندانی آرزوی خلاصی .. برای کسانی که در غربت هستند ارزوی بازگشت به وطن .. برای عاشقان کسایی که عاشقند .... و و و  برای سربلندی کشور عزيز خودمون ايران و .........شاد باشید و شادکام ... عید شما مبارک ....


|+| نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387  |
 خدایا
 

 

 

چه لحظه هايی که در زندگی تو را گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی

چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم  نکردی

چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی

چه روزهایی که سرم تو لاکم کردم و توی غصه هایی که فکر میکردم تو برای تلافی کارهای بدم برام فرستادی دست و پا زدم ، اما تو همیشه کاری کردی که به صلاح من است

خدایا

وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی

وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت و دنیا غم هاش رو بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرامش دادی

خدایا

تو با حضورت به خنده هام هدف دادی ، به گریه هام دلیل دادی ، به زندگیم ، به نفس کشیدنم رنگ دادی

وقتی قلبم تپید تو همه عظمت و بزرگیت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادی

وقتی دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهمیدم که غم و غصه های دیگرون بارش سنگین تر از از غصه های خودمه اون وقت تو وجودم شیرینیه به یاد دیگران بودن رو چشیدم

وقتی بهم بخشیدی و ازم گرفتی فهمیدم این معادله زندگیه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش نه شاد بودن واسه داشته ها

و وقتی به ازای نداشته ها  بهم چیز های دیگه ای دادی اونوقت به بزرگی و مهربونیت بیشتر پی بردم و فهمیدم بیشتر از اون چه که هستی باید مهربون باشی

خدا جونم خیلی دوست دارم خیلی زیاد و به خاطر همه چیز ممنون

خدایا به خاطر سه چیز سپاسگذارم

دادن هایت    ندادن هایت    گرفتن هایت

دادن هایت را نعمت ، ندادن هایت را رحمت ، گرفتن هایت را  حکمت

|+| نوشته شده توسط مریم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387  |
 
تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comبچه ها من این هفته دارم میرم

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

میدونین کجاتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

دارم میرم پیش اقام 

امام رضا(ع)تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com
جاتونو خالی میذارم   

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه بپذیرمو تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

راهم بده به خونشتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comبرا همتون دعا میکنم



|+| نوشته شده توسط مریم در شنبه دهم اسفند 1387  |
 

دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن,

پسره ميگه:

تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم,

 پسره به دختره ميگه:

بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و

 مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟

ميگه: آخه جولابات صولتيه 

الهی!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

|+| نوشته شده توسط مریم در شنبه دهم اسفند 1387  |
 

دلم تنگ است اين شبها يقين دارم که ميداني

                              صداي غربت من را

ز احساسم تومي خواني

شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين

                               ببار اي ابر پاييزي که دردم را تو

ميداني...


|+| نوشته شده توسط مریم در شنبه دهم اسفند 1387  |
 



پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.

تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود...نیاز فوری به قلب داشت...از پسر خبری نبود...دختر با خودش می گفت: می دونی که من هیچ وقت نمی ذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی...ولی این بود اون حرفات؟...حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید...

چشمانش را باز کرد،دکتر بالای سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید،پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید...در ضمن این نامه برای شماست!..

دختر نامه رو برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)

دختر نمی تونست باور کنه...اون این کارو کرده بود...اون قلبشو به دختر داده بود...

آرام آرام اسم پسر رو صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد....   

عشق اینطوری این روزا (شده یه خیال)؟ 

                                         

                                                 یعنی الانم وجود داره؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط مریم در شنبه دهم اسفند 1387  |
 


 

زيبارويي که مي داند زيبايي ماندني نيست پرستيدني ست / ارد بزرگ


یکی بود٬ یکی نبود اونی که بود تو بودی٬ اونی که نبود من بودم

یکی داشت٬ یکی نداشت اونی که داشت تو بودی٬ اونی که کسی به جز تو نداشت من بودم

یکی خواست٬ یکی نخواست اونی که خواست تو بودی٬ اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم

یکی آورد٬ یکی نیاورد اونی که آورد تو بودی٬ اونی که به هیچکس جز تو ایمان نیاورد من بودم

یکی برد٬ یکی باخت اونی که برد تو بودی٬ اونی که دل به تو باخت من بودم

یکی گفت٬ یکی نگفت اونیکه گفت تو بودی٬اونی که دوست دارم رو به هیچکس به جز تو نگفت من بودم

|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه نهم اسفند 1387  |
 
 
بالا